در کتاب (پاتکل) که از کتب مقدّسۀ هندیان می باشد و صاحب این کتاب از اعاظم کفرۀ هند است و به گمان پیروانش ، صاحب کتاب آسمانی است ، بشارت ظهور مبارک حضرت مهدی (عج) چنین آمده است:
(چون مدت روز تمام شود ، دنیای کهنه ، نو شود و زنده گردد.و صاحب ملک تازه پیدا شود از فرزندان دو پیشوای بزرگ جهان که یکی (ناموس آخر زمان) و دیگری (صدیق اکبر).
یعنی وصی بزرگتر وی که (پشن) نام دارد. و نام آن صاحب ملک تازه،(راهنما) است. به حق پادشاه شود و خلیفۀ (رام) باشد، و حکم براند، و او را معجزه بسیار باشد. هر که پناه به او برد و دین پدران او اختیار کند، سرخ روی باشد نزد رام.
و دولت او بسیار طول کشد ، و عمر او از فرزندان (ناموس اکبر) زیاده باشد، و آخر دنیا به او تمام شود. و از ساحل دریای محیط و جزایر سراندیب و قبر بابا آدم (ع) و از جبال القمر تا شمال هیکل زهره ، تا سیف البحر و اقیانوس را مسخر گرداند، و بتخانۀ (سومنات) را خراب کند. و (جگرنات) بفرمان او به سخن آید و به خاک افتد، پس آن را بشکند و به دریای اعظم اندازد، هر بتی که در هر جا باشد بشکند.
از آنجا که در این بشارت ، الفاظ و تعابیری به کار رفته است که امکان دارد برای بعضی از خوانندگان نا مفهوم باشد بعضی از آنها را جهت روشن تر شدن مطلب توضیح می دهیم:
نوشته شده توسط ارمان نیکزاد در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 14:7 موضوع | لینک ثابت
همهمه ای برپا شده! می گویند یوسف را برای فروش آورده اند! همه با دستانی پر برای خرید یوسف آمده اند. پیرزنی کلاف به دست ایستاده! پرسیدند تو دیگر برای چه آمده ای؟! گفت دارایی من این کلاف نخ است آمده ام شاید یوسف را به من بفروشند!
آقا جان! یابن الحسن… دارایی من هم فقط یه دل شکسته است! می دانم دیدن پرونده ی اعمالم محزونت می کند! می دانم گناهانم چشمان نازت را بارانی می کند! آری خوب میدانم برایم می گریی!
بمیرم که دلت از دست ما خون است. اما من هم مانند آن پیر زن بهر امیدی منتظرت هستم. اگر هیچ ندارم، دل که دارم آن هم دل شکسته که می گویند خدا خریدارش است! پس شاید تو را به من هم…

مهدی جان! با همه ی رو سیاهی ام می گویم منتظرت هستم و دوستت دارم
مولای من… برای آمدنت عهد و فرج می خوانم و خدا گفت که تو می آیی
.jpg)
نوشته شده توسط ارمان نیکزاد در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 13:59 موضوع | لینک ثابت
بقیه عکس ها در ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط ارمان نیکزاد در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 13:52 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام بر تو ؛
سلام بر تو که عشق را می شناسی و راه خانۀ دوست را می دانی .
سلام بر سلامهای تو ؛ بر گریه های تو در دشتهای زرد غیبت .
سلام بر تو که وعدۀ خدایی ، موعود زمانی ، شکوه زمینی و ادامۀ الله .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
خبر نامه
سایر امکانات